زين الدين محمود واصفى
74
بدايع الوقايع ( فارسى )
مىنمائيم ، كه در بديهه در همين مجلس انشاء نمايد ، و هريك بر وى معمائى مىخوانيم كه مجزوم به باشد كه نشنيده است . بر اين اتفاق نموده ، كسى را به طلب اين كمينه فرستادند . چون به آن محفل حاضر شدم ، كسى به اين كمينه گفت كه : مخدوما از آنوقت كه شما به اين شهر تشريف آوردهايد « 1 » ، ذكر محامد و فضايل شما « 2 » در افواه خواص و عوام افتاده و خلقى به تعريف و توصيف ملازمان ، زبان گشاده مىگويند كه : هرمعماى مشكلى كه مىخوانند ، نام ناگفته مىشكافيد و هرمضمونى كه مىگويند بر وفق مدعا ، در غايت فصاحت و بلاغت ، در بديهه انشا مىنمائيد . بعضى اين را باور نمىدارند و از مقولهء مستحيلات « * » مىشمارند . چه باشد اگر همين شب « 3 » در اين مجلس از روى اين پردگى جلباب « * * » خفا و نقاب اختفا برداريد ، و چهرهء مقصود را به طالبان نمائيد . فقير گفتم : فرمان شمار است . مولانا سعيد قراكولى گفت كه : من در كمال قلاشى و افلاسم و از قرضخواه گريخته ، جلاى وطن ( 19 a ) شده ، به اينجا آمدهام . به خواجه حبيب ديوان جهت من سفارشى مىبايد . قلم برداشته ، در بديهه جهت وى اين مكتوب نگاشته گرديد : اى نزد خدا و خلق محبوب « 4 » و حبيب * باشد غربا را ز نوال تو نصيب اين بنده غريب است اگر بنوازى * او را به كمال لطف خود « 5 » نيست غريب بعد از عرض عبوديت ، معروض مىدارد كه اين غريب مفلس را فى عالم اللّه از سفيد و سياه « 6 » جز سفيدى و سياهى ديده وجهى در نظر نيست ،
--> ( 1 ) - P ، C ، B 2 : شما تشريف حضور شريف ارزانى فرمودهايد . ( 2 ) - A : شما را ( 3 ) - نسخ ديگر : امشب . P : امشب در همين مجلس . ( 4 ) - P : مقبول . ( 5 ) - A : به كمال خويشتن . ( 6 ) - A : سياهى . ( * ) س 9 : مستخيلات ( * * ) س 10 : جلبات